...

 

امروز که چشمم به تقویم روی میزم افتاد بی اختیار زمزمه کردم ..

وقت کوچ روز به روز نزدیک تر میشه  و هنوز که هنوزه آماده ی سفر  نیستم .

ولی کمی که فکر کردم دیدم انگار مهم هم نیست  گذر روز ها و ماه ها و سالیان 

اونقدر درگیر روزمرگی و حواشی هستم و هستیم  که یادمون رفته زندگی می تونست شکل بهتری هم داشته باشه . 

خنده دار هست ولی خب به لطف روزگار و ... شدیم مصداق بارز این شعر ..

عمر گرانمایه در این صرف شد / تا چه خورم لیل و چه پوشم شتا 

 

پی نوشت ::. مارکت بودم و صحنه ای رو دیدم که دلم ریش شد . زن و مرد جوونی اومده بودن خرید. یه دختر ناز هم داشتن . تک به تک قیمت جنس ها رو که میدیدن  منصرف می شدن از خرید . آخرش فقط یه بسته پنیر برداشتن و اونقدر بهانه  برای طفل معصوم بابت برداشتن یه بسته خوراکی تا بچه قبول کنه و بذاره سر جاش . نمیدونم این وضع تا کی ادامه داره . آخ

/ 0 نظر / 11 بازدید