بوسه های بارانی...

 

نمی دانم کدامین روز صفحات  خالی دفترم  پر می شود ...

همان دفتری که  جا گذاشته ام درون سینه ام برای روز مبادا 

اما امروز صفحه ای می طلبد  نوشتن را...

آخر راه  رسیدن به دریا را... فقط با یک قطره یافته ام

امروز روز من است ...

روز من و بوسه های بارانی ...


/ 0 نظر / 9 بازدید