عهدی که بستم و ...

 

عهدی بستم با خودم سالیان پیش...

که اگر روزی از راه رسید و من حس کردم خوشحالم ...

بنویسم جایی به یادگار ..

از این پس تمام زندگی را با لذت مزه می کنم ...

که از امروز هیچ ضربه ای حتی  آرام و بی صدا نمی تواند زخمی نو را میهمان قلبم کند...

فردای چنین روزی بی شک خوشحال تر هم خواهم بود

پس باید با شور و شوق بیشتری بنویسم که گذشته ها گذشته ...

و امروز و همین لحظه را با عشق زندگی می کنم و تا می توانم نَفَس می کشم .

اما ...

/ 0 نظر / 13 بازدید