نویسنده: فرحناز
تاریخ: ۱۳٩۱/۱٠/٢

از امروز پست هایی مینویسم با همین عنوان که خواندید  .مخاطب خاصی هم ندارد که  کسی بخواهد از قربال نوشته ام  کسی را زنده و مجسم  کند و باقی قضایا . جوابی هم به کامنت های این قسم پست ها نخواهم داد .

القصه..

سال هاست بدنبال  ات میگردم . هر جا که باشم دوست دارم اولین کسی را که میبینم تو باشی . تویی که ندارمت و بگمانم هم نخواهم داشت . نمیدانم مشکل از من است  یا تو . براستی نمیدانم . شاید آنگونه که باید دنبالت نگشته ام . شاید زیادی رویایی دیدمت . شاید هم درست ندیدم که پیدایت کنم .

اما اگر  نباشی هم که نیستی میخواهمت . تویی که خیالت را بارها به آغوش کشیدم و با همین خیال حست کردم . دوستت دارم بی که بدانم که هستی و کجایی .آخ که چقدر  شبیه سازی تو  دشوار استآخ .  مینویسم  هر از گاهی برای تو . ولی نه تو که نیستی؛ پس مینویسم برای خودم  . هر وقت آمدی هر زمان که ماندنی شدی  آنوقت مینویسم برای تو . همین 


  • خرید بک لینک | بک لینک