نویسنده: فرحناز
تاریخ: ۱۳٩۱/۱٠/۱

 

همیشه با خود تکرار میکنم  که "" میترسم از روزی که هیچ نترسم از هیچ فعلی و گناهی و عتابی  حتی "".

این نترسیدن چیزی ورای باور ی هست که عمومیت دارد و همه شنیده ایم . می طلبد  خطر کنی می طلبد دلی دریایی داشتن و رسیدن به  معنای واقعی این مثل که "" همیشه پشت هر خطری  خبری  هم هست " این خبر را من بنامم لذت چگونه است؟ لذتی از جنسی  گمنام  اما خواستنی که وادارت کند  خطر کنی و دیگر نترسی 

همه خرد و کلان تجاربی داشته ایم از ترسیدن . یکی  از آدمی میترسد یکی از جانداری و حتی بیشترمان از مرگ . اما نشنیدم کسی براحتی از ترسی بگوید که برایش هم جذاب هست و هم دلخواه . شاید هم  نمی خواهد بگوید نمیدانم . اما اطمینان دارم چنین تجربه ای دومی ندارد و خاص فرد است و  بی تکرار .

 من از این جنس ترسیدن نمی ترسم . اصلا مشتاقم  حس اش کنم و دست بزنم .حتی اگر نهایت اش پشیمانی باشد یا شوکی انچنانی که  مدتی غافلگیرم کند .

تجربه ی جالبی هست به واقع ؛که فکر میکنم  دلخواه  خیلی از ما باشد نه؟ اما چه وقت و چه کسی پیش دستی  میکند و  به مطلوب میرسد را نمیدانم . از ته دل برای خودم و شما  چنین آرزویی دارم . 

 


  • خرید بک لینک | بک لینک