نویسنده: فرحناز
تاریخ: ۱۳٩۱/۸/٢٠

 

امروز با وکیلم که دوست خوبم هم هست تلفنی حرف میزدم . همیشه ازش میپرسم چه خبر از پرونده های تازه ؟ امروز که پرسیدم گفت... دیگه  تحمل پرونده های از این دستی که میخوام در بارش بنویسم رو نداره . اما چکیده ی حرفای اون و باقیش  که میشه حرفای خودم رو  تو ادامه ی مطلب مینویسم براتون ....


 

خب حکایت قدیمی شکایت خونواده ی داماد از عروسی که به جرم نداشتن پرده  ی بکارت عروس بیچاره  شکایت کردند و کارشون به دادگاه کشیده . 

دوستم ...وکیل دختر هست و میگه با اینکه  نتیجه ی معاینه ی پزشک قانونی رو تو دادگاه ارائه کرده و ثابت شده که   از بی تجربگی آقا پسر هنوز دختر خانوم باکره هست . اما خونواده ی پسره  باورش نمیشه و میگه تبانی کردن و باقی ماجرا که هنوز حل نشده مونده 

میگفت باید میدیدی دختر معصوم چه حال و روزی داره . مادرش زار میزنه و میگه آبرو برامون نذاشتن اینا .اون میگفت و منم پای تل یه غم غریبی ک شاید ناشی از همسرایی با جمعیت نسوان این مملکت باشه اومد سراغم . 

الان که دارم در بارش مینویسم هم ؛حس بدی دارم . چقدر راحت میتونن شلاق بدبینی و تهمت  رو بگیرن سمت یه دختر معصوم و تا میتونن  حرمت انسانی رو زیر سوال میبرن و هیچ اباعی هم ندارند . نجابت و عفتی  که با یه پرده ی واژینالی باید محک بخوره به درد لای جرز دیوار میخوره . 

 اینترنت پره از بحث و جدل هایی از این دست . یادمه تو وبلاگ قبلیم هم دربارش خیلی حرف  حدیث داشتیم و کارمون با آقایون کشید به دعوا . که ورای این بحث و در کنارش بحثی از" آنال و اورال"  هم بود که یادمه اونقدر عاصی شدم که اون پست رو حذف کردم تا  همه اروم بگیرن و به جون هم نیفتیم .

ولی ختم کلام من اینه .. من یه زن هستم  زنی که خوب میدونه چه حق و حقوقی داره امثال من کم نیستن تو این مملکت؛ ولی اختیاری که به آقایون داده شده  تا بتونن خودشون رو مالک جان و مال و  اراده ی یه زن بدونن اصلا قابل قبول نیست . اگه بخوام ادامه بدم حرفایی میزنم که مطمئنم خیلی ها از شنیدنش دلگیر میشن پس ترجیح میدم لال بمونم . همین 


  • خرید بک لینک | بک لینک