نویسنده: فرحناز
تاریخ: ۱۳٩۱/۸/۱٩

 

هر چقدر از رانندگی تو شهر بیزارم  در عوض عاشق رانندگی تو جاده هستم .  مخصوصا تو این فصل  و دیدن طبیعتی که داره رنگ عوض میکنه و طیف رنگ هایی که حس سردی و گرمی رو با هم تو وجودم زنده میکنه. اصلا خسته نمیشم . اونقدر محو دیدن این همه زیبایی میشم که نمیفهمم روزم کی شب شد و وقت برگشتن هست و من نمیخوام دل بکنم از شکوه طبیعتی که وادارم میکنه در مقابل  خالق این همه زیبایی  سجده کنم . 

 آره من  این فصل خدا  رو خیلی دوست دارم . خش خش برگ ها رو زیر قدم هام که گاهی از سر لج تند میرم و گاهی محکم پا میکوبم و گاهی هم دلم میخواد آروم و بی صدا نوازش کنم این برگ های خشک و بی روح پاییزی رو . 

 من میگم "" روح طلایی زندگی " رو فقط میشه تو این فصل حس کرد؛ لمس کرد و لذت برد . پاییز فصل تپیدن دلها؛ فصل فصل عاشقی؛ فصل نو شدن هم هست . 

خوش به حال هر کسی که از این همه زیبایی نهایت لذت رو میبره . خودم اولیشم گفته باشم . خوش به حال خودم لبخند

 

 


  • خرید بک لینک | بک لینک