نویسنده: فرحناز
تاریخ: ۱۳٩۱/٦/٢٧

چند روزی هست دارم وب گردی میکنم . یه مدتی دور بودم از وبلاگ خونی و میبینم تو مدت بیشتر دوستانی که داشتم یا بکل بی خیال وبلاگ شدن یا اونقدر دیر به دیر نوشتن که با بی خیالی فرقی نداره. ولی تاسفم از اینه که خیلی ها بکل خداحافظی کردن و انگار دیگه با دنیای مجازی کاری ندارن!! به هر حال دیدن وبلاگ هاشون خاطراتی رو برام زنده کرده که هیچوق گذشت زمان نداشته فراموشم بشن . خب روزای خوبی بود حیف شد یا حیف شدیم یا هر چی 

اما این گشت زنی چند روزم منو رسوند به وبلاگ هایی که عنوان هاشون اینه " زن اول " یا " زن دوم " حالا چیه اینا برام جالب بود اینکه زن های دوم رو دست اولی ها در اومدن و اونقدر هم طرفدار دارن که منو متعجب کرد 

نمیفهمم چرا یه عده از همجنس های خودم اینقدر وقیحانه اجازه میدن خودشونو تو زندگی یکی دیگه پرت کنن و خیلی هم از این کار راضی هستن . رضایتی از این دست واقعا ارزشی داره؟ 

این چند وقته اونقدر قانون و لایحه و کوفت خوندم که میبینم اگر دسته ی اول که میشن زن اولی ها شاکی هم باشن دستشون به جایی بند نیست . حرف مفت زیاد میزنن که با شکایت کاری میشه کرد ولی عملا حق رو به شازده ها میدن . بی خود نیست همیشه این شعر گونه رو زمزمه میکنم که میگه ...

من زن ام زن .. این دو حرف کافیست

تا به هر بازار و حراجی ؛ مفت تر جنسی بدست باشم ؛

آنکه نام ام داد غافل بود ؟ 

خدایاااا حق زن همینه؟


  • خرید بک لینک | بک لینک