نویسنده: فرحناز
تاریخ: ۱۳٩۱/٧/٢٢

 

دیگه نق و نال وبلاگی  و غیر وبلاگی تعطیل . 

از همه ی دوستانی که واقعا بهم لطف کردن ممنونم . اما یه چیزی میخوام همین  جا بنویسم برای آخرین بار و اونم اینه که ...درسته  همه ی ما بسته به سن و سالمون و شرایط زندگی هامون به مشکل میخوریم و مجبوریم به دفعات  نقش بازی کنیم و خودمون رو الکی خوش  و خوشبخت و راضی جلوه بدیم . ولی خدایی  یه وقتایی این الکی خوش بودن هم غنیمتی هست  تو این شهر آشوب و این همه گیر و گرفت . 

من تصمیم گرفتم  با یه نقاب" سایه روشن" باقی عمرم رو جدی و شوخی و الکی  سپری کنم . با این نقاب میتونم تو هر شرایطی بازیگر خوبی باشم . فقط باید حس بگیرم  . میتونم دیگه نه ؟ باید که بتونم . همین

______________________________

 

اما یه دو خط هم همین جا خطاب به ستاره ی دوست داشتنی خودم می نویسم . عزیزم دلم  برام  یا ادرس ایملی بذار یا شماره ی تماسی . دلم برات تنگ شده خیلی . ستاره  حس میکنم من و تو یه روزی کنار هم خواهیم بود . شاید خنده دار باشه ولی من همچین حسی دارم . هر کجا باشی میتونی رو دوستی من تو هر شرایطی حساب کنی . دوست دارم خیلی 


  • خرید بک لینک | بک لینک