نویسنده: فرحناز
تاریخ: ۱۳٩۱/۱٠/٦

 

 حکایت  خیانت های همسران تازگی نداره  میدونم . اغلب شنیدیم  یا خوندیم . اصلا پای دردو دل این جماعت نشستید ؟ میخواد مرد باشه یا زن . فرقی نمیکنه  یه طرف قضیه که لنگ بزنه  مشکل ساز هست . 

اینا رو نوشتم تا برسم به اصل ماجرا . دو تا دوست  جونی من ؛ دو تا از نزدیکان من همین مشکل رو دارن . با این تفاوت که شوهر یکیشون  فوت شده و یکی نه . ولی تو نگاه هر دوی اینا یه چیز هست و اونم نفرت و نفرت و نفرت  و دلیلش هم سکوتی هست که به اجبار بهش تن دادن  تا آبرو ریزی نشه .

هر وقتی که میبینم یکیشون رو  تا فرصتی میشه و تنها میشیم ؛میبینم بی اختیار گریه میکنن و دلشون میخواد در بارش حرف بزنن . خیلی سخته به خاطر آبروی خودت و اینکه سر زبون ها نیفتی و کسی نفهمه جیک نزنی و تحمل کنی . و بدتر اینکه خیانتی که در حقت  شده با  نزدیک ترین  خویشت که خواهرت هست باشه . حتی تصورش  آدم رو به جنون میرسونه  . چه برسه مجبور باشی برای حفظ ظاهر  با هر دو کنار بیایی و نقش بازی کنی .  من شاهد  زنده بگور شدن  هر دوی این عزیزام هستم ناراحت

 واقعا از درک این آدما عاجزم . رزالت و پستی و هوی و هوس حدی داره .  تا کی ادامه داره این حکایت ها . تا کی آخ


  • خرید بک لینک | بک لینک